Persian SpeechTherapy Forum
با سلام
دوست عزیز و گرامی لطفا برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتتان با دیگران در این تالار گفتمان ثبت نام فرمایید.
در ضمن دوستان گفتاردرمان برای عضویت در گروه گفتاردرمانان درخواست بدهند.
کاملا رایگان

Persian SpeechTherapy Forum

تالار گفتگوی گفتاردرمانی مکانی برای تبادل نظر و پرسش و پاسخ در مورد مشکلات گفتاری می باشد
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 كمك به كودكان لكنتي

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
pouyan
کاربر ویژه
کاربر ویژه


تعداد پستها : 147
Join date : 2009-12-24
Age : 37

پستعنوان: كمك به كودكان لكنتي   2010-06-07, 18:03

كمك به كودكان لكنتي................................ترجمه : رمضان نجف پور .احمد پور محمد

اوبه ياد مي آورد كه هميشه موردتمسخرواقع شده. او به ياد مي آورد كه نامش رامي پرسيده اند، واوگوشه اي ايستاده ودرحاليكه پلك مي زده ونمي توانسته نفس بكشد،تلاش مي كرده كه كلمه ساده اي مثل ت ت ت تام رابگويدوسرانجام با زحمت وحالت انفجار آنراگفته است. گاهي اوقات نيز زمانيكه تام تلاش ميكرد حرفش رابزندشخص مقابل باحالت بيقراري ،شرمندگي وبي صبري ازاودور شده است. تام يكي از سه ميليون لكنتي درايالات متحده آمريكااست .لكنت تاريخچه اي به قدمت پيدايش انسانهادارد.اگرچه قضيه لكنتي بوده حضرت موسي به طورواضح درانجيل نيامده است امااغلب ما توافق داريم كه وي لكنتي بوده است.

اولين شخص لكنتي كه مامي شناسيم سخنگوي معروف مصرباستان "دمستنس "بوده است .زندگي دمستنس نمونه عالي اززندگي يك لكنتي است كه باپشتكارمنحصربه فرديكي ازرهبران سخنورزمان خودشد.اين مردبرجسته در384سال قبل ازميلاد مسيح درآتن ازيك پدرومادرثروتمند به دنيا آمد. متاسفانه هنگاميكه اوپسربچه اي بيش نبود،پدرومادرش فوت كردند.اگرچه پدرش پول كافي براي ادامه تحصيل اوگذاشته بود اماهمگي به وسيله قيمان وي حيف وميل شدواودرنهايت فقر بزرگ شد.جداازمسئله لكنتش اويك پسربچه ترسووضعيف باصداي نازك وآهسته بود.همه كسانيكه اورامي شناختند،فكرش راهم نمي كردندكه اوروزي يك سخنورشود.اوبه طوراتفاقي دريك دادگاه به چشم خود ديد كه چگونه يك سخنور(وكيل) از موكلش دفاع كرد.به طوريكه تمام شنوندگان خود راتسخير كرده بود .اين امر اثرعميقي بردمستنس گذاشت واوهمانجاتصميم خودش راگرفت ويك سخنران برجسته شد.وچيزي راكه ممكن بود عملي كرد.اولين تلاش اوبراي سخنراني دريك جلسه بزرگ بااستحزاء شنوندگان روبروشد.باوجود اين مسئله توان اوبراي غلبه برمشكلش دوچندان شد.اودرحاليكه سنگريزه دردهان ميگذاشت صحبت كردن راتمرين مي كرد.وكناردرياسعي مي كردباصدايي بلندترازامواج صحبت كند. اولب درياساعت هاعقب وجلومي رفت وتمرين مي كرد.اوبراي افزايش حجم تنفسي خود ورزش مي كرد ومي دويد .اودرحاليكه ازتپه هاي ماسه اي بالا وپايين مي رفت ،اشعاري راباصداي بلند مي خوانداوآنقدرتلاش كردتادرعلم مباحثه استادشد.اودركوچه وخيابان به بحث وجدلهاي يونانيان پرحرف گوش مي كردوسپس به خانه مي رفت وسرهمان موضوع باخود مباحثه مي كرد.پشتكار دمستنس كاملا" جواب داد.اونه تنهاموفق شدبرلكنتش فائق آيد،بلكه چنان سخنورمشهوري شدكه هنوزهم نمونه اي ازيك الگوي موفق براي كساني است كه قصد سخنران شدن دارند.

اگرقوائدمربوط به لكنت مانندآنهايي كه" دمستنس" به كاربرده بود زودتركشف مي شد، مي توانست براي كمك به لكنتي ها بكاررفته ولكنت به يك معضل بزرگ مانند چيزي كه حالاهست نمي شد.متاسفانه بسيار اتفاق افتاده است كه فقط يكي ازروشهاي دمستنس مورد توجه قرارگرفته است ومابقي ناديده گرفته شده است. ضمنا" نگرش عمومي براين است كه سنگريزه هايي كه اودردهانش مي گذاشته عامل فايق آمدن برلكنتش بوده است .اغلب لكنتي ها اين تكنيك راامتحان كرده اند بدون آنكه بقيه روشهاي دمستنس راانجام دهندوطبيعتا" هيچ موفقيتي را بدست نياورده اند."دمستنس" موفق شد برلكنتش پيروز شودواز همان زمان هزاران لكنتي نيز همان كارهاراانجام داده اندو موفق شده اند واين قضيه كافيست تااثبات كنيم كه غلبه برلكنت امكان پذير است.متاسفانه اين قضيه نيز درست است كه تعداد لكنتي هايي كه به گفتارطبيعي دست پيدانكرده اند خيلي زياد است.دليلش هم واضح است.باوجود تحقيقات ، كتب ومقالات زيادي كه دراين باره نوشته شده است، دليل اين مشكل گسترده هنوز هم درهاله اي ازابهام است.تاوقتي علت اين عارضه ناشناخته است هرگونه تلاش براي يافتن راه حل برحسب گمانه ها واتفاقي مي باشد.درطول انجام تحقيق براي مدرك دكترايم باموضوع آموزش صوت علت لكنت كردن يك فرد لكنتي راكشف كردم. وموفق شدم يك راه حل براي اين مشكل كه قرن ها بصورت يك معضل اسرار آميز درآمده است پيداكنم . بنابه دلائلي كه بعدا" خواهيم گفت لكنت بزرگسالان درمانش مشكل است باوجود اين بچه هاي 6و7ساله وكوچكتر به راحتي مشكلشان حل مي شود امامسئله مهم اين است كه لكنت قابل جلوگيري است.

تئوريهاي مشهور درمورد لكنت

امروزه سه تئوري رايج درباره لكنت وجود دارد.

درتئوري اول لكنت به عنوان نشانه اي از نوروز( مشكل عصبي ) تلقي مي شود.عقيده بر اين است كه لكنت علامتي ازيك شخصيت درهم ريخته عاطفي است . اين اعتقادات غلط نشئت گرفته ازاين واقعيت است كه ناتوانايي فرد لكنتي دربيان سليس لغات وعبارات موجب مي شود كه واكنش هاي شديد عاطفي رواني راتجربه كند.

بسياري ازلكنتي ها فكرمي كنندكه لكنتي بودن نوعي بي آبرويي است وبه همين دليل نسبت به مشكلشان حساسند.اين تجربه كه حين گفتار،زبان قفل شده ويا نتوانيدچيزي راكه مي خواهيد بدون لكنت و وقفه بگوييد بسيار آزاردهنده است .موقعيتي كه شخصي مقابل شخص ديگري ايستاده و نمي تواند چيزي راكه مي خواهد بگويد ازلحاظ رواني بسيار ناخوشايند است واحساساتي همچون بي ارزشي ،به دردنخوربودن،شرمندگي ، اضطراب ،افسردگي وحتي ترس واجتناب رادرپي دارد.احساسات فرد لكنتي ممكن است آنقدر درگير ترس واضطراب شود كه برنگرش او نسبت به ديگران وحتي زندگي وي تاثير بگذارد.مانند دمي كه باعث تغيير جهت سگ مي شود لكنت نيز مي تواند شخصيت فرد راتغيير دهد.

ترس فرد لكنتي مي تواتد ازكلمات ،صداها، اشخاص،موقعيتهاي مختلف ،صحبت كردن باتلفن،گفتن اسامي وغيره باشد.وقتي ترس لكنتي بيشترمي شود،تنش tensionبيشتر مي شودواو باشدت بيشترودرموقعيتهاي بيشتري لكنت مي كند.گاهي اوقات اين ترس آنقدرشديد مي شودكه مي تواند شخص راشديدا" مورد آزار قرارداده وفكر وعمل اورافلج كند.اين ترس يااضطراب ممكن است شخص راازتعاملات اجتماعي وموقعيت هاييكه مي توانسته ازآن لذت ببرد باز دارد.اين رفتارمتعاقبا" باعث خجالت وشرمندگي بيشتر مي شود.هرچه بيشتر مضطرب شود بيشتر لكنت مي كند.بنابراين لكنت رابطه مستقيم با مقدار ترس موجود درفرد دارد.

نقشي كه ترس واضطراب برلكنت دارد مردم رابه اين باور رسانده است كه علت لكنت ترس واضطراب است.قبلا" اشاره شد كه علت لكنت چيز ديگري است: ترس فرد لكنتي به اين علت است كه اومي داند هنگام صحبت كردن دچار مشكل خواهد شد.ترس از اشتباه كردن موجب اضطراب مي شود.تمامي مردم اين تجربه رالمس كرده اندمثال زير مي تواند اثر ترس برعملكرد انسان رادرمحيط هاي تنش زا به تصوير بكشد.

اگر شخصي يك الوار نازك راكف اطاق گذاشته واز يك نفر بخواهدكه ازروي آن رد شودخيلي از مردم براحتي اين كار رامي كنند. اما اگر همين الوار رابين دوساختمان مرتفع بگذارند اغلب مردم بخاطر ترس از ارتفاع چنان دچارلرزش مي شوندكه نمي توانندازروي آن عبور كنند.اگرآنها را مجبور به اين كاركنيم به احتمال زياد مي افتند.چيزي شبيه به اين درلكنتي ها رخ مي دهد.اوازلكنت كردن مي ترسدوبراساس همين باوردست وپايش راگم كرده وتنش بسياري رادرموقعيت هاي گفتاري متحمل مي شود. اگر شخصي خراشي درپايش داشته باشداحتمالا" هرزمان كه روي آن پارامي روداحساس ترس واضطراب مي كندچون مي داند كه ممكن است پايش آسيب ببيند.اماكسي باور نمي كندشخصي كه داراي احساس ترس يا اضطراب است ممكن است لنگ بزند.وقتي كه خراش برطرف شود ديگر شخص نمي لنگدوازايستادن روي پايش نمي ترسد.هنوز عقيده براين است كه وقتي صحبت شخص لكنتي باترس وتضادهاي عاطفي عجين باشداحتمال لنگ زدن بيشتراست .بنابراين اگرلكنت فرد برطرف شود،ترس واضطراب اونيز برطرف خواهدشد.بنابراين لكنت علت مشكلات رواني شخص است نه اينكه مشكلات رواني علت لكنت باشد.

نظريه دوم : يك نظريه كه بسيار معقول وعام نيز مي باشد علت لكنت راناشي از يك مشكل جسمي مي داند.طرفداران اين نظريه براين باورندكه علت لكنت يك ضايعه فيزيكي است. بااعتقاد به اين ايده بود كه درگذشته جراحي زبان ، قراردادن برخي وسايل دردهان واستفاده ازداروها بسيار رايج بود .زماني اعتقاد براين بودكه لكنت بابرتري طرفي مرتبط است.امروزه نيزاعتقاد براين است كه قضيه لكنت مرتبط بامغز افراد است.يكي از تئوريها اذغان داردكه فرد لكنتي بطور عمده باگوش چپش مي شنود،درحاليكه افراد عادي گوش راست غالب است.پروفسور مارتين شوارتز ازآمريكا معتقد است كه لكنتي ها به علت انقباضات اسپاسموديك (انقباضي)چين هاي صوتي ويا به علت اسپاسم درحنجره لكنت مي كننداوتكنيك موثر " شيوه جريان دادن هوا " راابداع كرد.كه فرد لكنتي راقادرمي كرد تاهواي تنفسي راكم كم به جريان بيندازد.بااين روش تارهاي صوتي جبرا" ازهم جداشده وشخص قادر به ادامه صحبت مي شود.بااين وجود سه اشكال براي اجراي اين تكنيك وجود دارد.

اولا" اينكه اين روش درحقيقت جايگزين كردن يك شيوه نادرست گفتاري به جاي يك شيوه نادرست ديگر است.

ثانيا"علت همه لكنت ها اسپاسم درحنجره نيست.

ثالثا" مهارت دراين تكنيك مشكل است.وفقط بزرگسالان قادربه پياده كردن آن هستند.

متاسفانه براي لكنتي هاتمامي اين ايده هاازروشهاي خيلي ساده گرفته تاروشهاي كاملا" پيچيده كه گاهي بسيار عجيب وغريب نيز هستندهيچ نتيجه درماني دربرندارد.

به نظر مي رسد تئوري سوم منطقي ترباشد.

تئوري سوم :اين تئوري مي گويد كه لكنت درحقيقت نوعي رفتار آموخته شده است. يعني درحقيقت يك نوع عادت بد مي باشد.اما توضيح نمي دهد كه چگونه وبه چه علت اين رفتار بد شروع مي شودويا اينكه دقيقا" ازچه مولفه هايي تشكيل شده است.اين تئوري نمي تواند توضيح دهدكه فرد لكنتي چه كاراشتباهي انجام مي دهد.اگراين سوال حل شودلكنت ديگر يك معماي پيچيده نخواهد بودوسريعا" درمان خواهد شد.اگرلكنت يك رفتار آموخته شده است بنابراين نتيجه مي گيريم كه قابل تصحيح است.فرد لكنت مي كندچون دارد اشتباهي رابروزمي دهد. اگر اوموفق به توقف رفتار اشتباه خود شودقادراست مانند اكثرمردم روان صحبت كند. درمورد بزرگسالان وبچه هاي مدرسه رو ( معمولا"از سنين 7سال وبيشتر)گفتن اين مسئله آسان ولي انجام دادنش مشكل است.وقتي كه يك فردچندين سال لكنت كرده است خلاص شدن ازآن رفتار بد به هيچ عنوان راحت نيست.چون لكنت تبديل به يك عادت هميشگي شده است.مثال زخم روي پارابه خاطربياوريد اگرشخص به علت وجود زخم ياعارضه اي درپايش سال ها بلنگد،حتي اگرعارضه برطرف شود اونمي تواند لنگيدن رابه سرعت متوقف كند.اواينقدر به اين شيوه عجيب راه رفتن عادت كرده است كه ترك آن برايش مشكل است.باوجود اين درمورد بچه هاي 6ساله وگاهي 7ساله برطرف كردن مشكل آسان تراست. چون تبديل به عادت نشده وريشه دارنيست وتقريبا" به راحتي قابل درمان است.

چيزيكه همه لكنتي هابه طور مشترك دارند

به لكنتي كمك كنيد كه برمشكلش پيروز شود. شخصي كه جراحتي درپايش وجود دارد نمي تواند درست راه برودمگراينكه جراحت بهبود يابد.درنتيجه بايد كشف كنيد كه فرد لكنتي چه چيزي رادارد اشتباه انجام مي دهد.يكي ازحقايق جالب وتعجب برانگيز درمورد لكنت اين است كه لكنت هرشخص با شخص ديگر متفاوت است يك شخص روي كلمات خاصي لكنت داردوديگري لكنتش شديدتر استفرد ديگر لكنت كمتري دارداما زمانهاي ثابتي دارد كه لكنتش بروز مي كند.وبعضي نيز لكنتشان خيلي شديد است درحاليكه دربعضي ازاوقات لكنتشان كمترمي شود.بعضي ازافرادهنگاميكه باصداي بلند مي خوانند لكنت نمي كنند،اماهنگام صحبت كردن، شروع به لكنت مي كنند.برخي نيز هم درخواندن وهم درصحبت كردن لكنت دارند.برخي فقط صداهاي خاصي راتكرار مي كنند( معمولا" صداهاي آغازين)ويا مي كشند.بعضي ها نيز كاملا" دچار قفل (Block) شده وهيچ صدايي ازدهانشان بيرون نمي آيددرخلال اين قفل شدگي برخي افرادباتقلاوگاهي با صدانفس مي كشند.بدون اينكه قادرباشندبرقفل شدگي حاصله غلبه نمايند.

جداازاين تفاوتهاميان انواع لكنتي هارفتارهاي بسيار متعددديگري وجود داردكه اغلب به گفتار اضافه مي شوند.اين رفتارها ممكن است شامل: اشارات،حركات مختلف، مانندتكان دادن ناگهاني سروياعقب وجلوانداختن آن ،مشت كردن انگشتان ،چرخش وياضربه باپا، ضربه به زانو بادست ،ليسيدن لبها،صدادرآوردن بابيني، بستن چشمهاو...باشند.واغلب همين رفتارهاي عجيب وغريب است كه براي مردم آزاردهنده است.وموجب خجالت وشرمساري فرد لكنتي مي شود.باوجود اين تمام اين رفتارها درحقيقت نوعي واكنش طبيعي مي باشد.اين رفتارها شبيه دست وپازدن هاي فردي است كه درحال سقوط از بلندي مي باشد.درحقيقت مي توانيم بگوييم كه اين شخص تعادلش راازدست داده است ودست وپازدن هاي وي نوعي تلاش براي بدست آوردن تعادلش مي باشد.مشابه همين قضيه را درلكنت نيز مي توانيم بگوييم كه چون توليد صدامتوقف شده است اين حركات نشانه اي ازتلاش فردبراي ادامه توليد اصوات مي باشد.پس مشخصه مشترك همه لكنتي ها مشخص شد." جريان صداي گفتاري تمايل به توقف دارد".اين بدان معناست كه بايد اشكالي درنحوه توليد صدادرشخص لكنتي وجود داشته باشد.اگرلكنت همانطوركه قبلا" گفته شد يك رفتارآموخته شده است ،پس جواب اين مسئله كه لكنتي چه چيزي رااشتباه توليد مي كند همين جاست . لكنتي ياد گرفته است كه صوتش را به شيوه غير طبيعي وغير صحيح توليد كند.بنابراين لكنت آنطور كه همگان باوردارند يك اختلال گفتاري نيست بلكه يك اختلال صوتي است.اگراين مسئله درست است چرا اين حقيقت ساده سالهاست كه كشف نشده است. اگريك نفر متون مربوط به توليدصوت رامطالعه كند ،جواب سوال بالا كاملا" مشخص مي شود.تئوري هاي بسيار زياد ومتضادي درمورد عملكردصوت انسان وجود دارددرحقيقت مي توان ادعاكردكه هيچ كس به درستي نمي داندكه صوت انسان چگونه كارمي كند.اگرهم كسي بداند غير ممكن است كه بفهمد كه لكنتي دركجاي اين مكانيسم دچار مشكل است چون شبهات زيادي درموردعملكرد صوت انسان وجود دارد.يقينا" مي شود گفت كه بسياري از افراد درموردنحوه توليد صوتشان دچارسوء برداشتهايي هستند.اين بدان معني است كه تعدادكمي ازافرادهستند كه ازصوتشان به نحو صحيح استفاده مي كنند. اين قضيه همچنين دلالت براين موضوع دارد كه افراد زيادي بامشكلات صوت وجود دارند. برخي منابع معتقدندكه نزديك به 76% ازبچه هاي سنين مدرسه مشكلات مربوط به تارآواهارادارند.عده زيادي از بزرگسالان نيز علائمي دال برمشكلات صوتي رانشان مي دهند.برخي افراد وقتي صحبت مي كنندبه سرعت دچارگرفتگي صدا مي شوند.برخي ديگر احساس زخم شدگي درگلوراپيدامي كنند. برخي ديگر نيزممكن است دچار ندول تارهاي صوتي شوند.گروهي نيز به علت استفاده نامناسب ازصوتشان ممكن است احساس كنندكه نمي توانندجريان هوارادرحين گفتاربه صورت طبيعي بيرون دهند.اين افراد دچارلكنت خواهند شد.

صوت انسان چگونه عمل ميكند.

بدون نفس ممكن نيست صوتي ايجاد شود .اين حقيقتي است كه قابل انكار نيست.باوجود اين شبهاتي درمورداينكه چگونه بازدم تبديل به صوت مي شودوجود دارد. دليل اين مطلب نيز واضح است .چون صوت ازداخل بدن مي آيدوممكن نيست كه درخلال عملكردطبيعي آن رامشاهده كرد.اگرنگوييم غيرممكن امااين قضيه باعث شده است كه شناخت ارگانهايي كه مسئول توليد صوت هستندبسيارمشكل شود.صداي انسان واقعا" چيست؟اگركسي يك پاسخ قانع كننده به اين سوال بدهدوبتواندتعريف قابل قبولي ازصوت بدهدحقيقت درموردصوت كشف خواهدشد.اغلب كسانيكه كه درزمينه صوت كار مي كنند ابتداازفيزيولوژي صوت شروع مي كنند.دراغلب اين موارد هيچ تلاشي براي تعريف واقعي صوت نمي شود.برخي صوت رايك وسيله وبعضي اوقات به يك وسيله موسيقيايي شبيه مي كنند.اما تا كنون هيچ استفاده قابل توجهي براي بازكردن قفل لكنت ازاين مسائل انجام نشده است.صوت انسان چيست؟جوابي كه اكثرمردم مي دهنداين است كه صوت انسان يك مكانيسم توليد صدا است كه قابليت توليداصوات موسيقيايي رادارد. (حالت موسيقيايي دارد.)پرواضح است كه صوت قادربه توليد اصوات غير موسيقيايي نيز هست.دراين تعريف اگرماواژه (صوت انسان) رابا(وسيله موسيقي ) جابجا كنيم اين تعريف براي همه وسايل موسيقي نيز صدق مي كند.تنهانتيجه اي كه مي توانيم ازاين تعريف بگيريم اين است كه صوت رابايد يك وسيله موسيقي دانست حقيقتي كه توسط بسياري ازنويسندگان به آن اشاره شده است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
كمك به كودكان لكنتي
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
Persian SpeechTherapy Forum :: انواع اختلالات :: لکنت-
پرش به: