Persian SpeechTherapy Forum
با سلام
دوست عزیز و گرامی لطفا برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتتان با دیگران در این تالار گفتمان ثبت نام فرمایید.
در ضمن دوستان گفتاردرمان برای عضویت در گروه گفتاردرمانان درخواست بدهند.
کاملا رایگان

Persian SpeechTherapy Forum

تالار گفتگوی گفتاردرمانی مکانی برای تبادل نظر و پرسش و پاسخ در مورد مشکلات گفتاری می باشد
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود

شاطر | 
 

 گفتگویی با مندی اوی برنامه نویس ناشنوای شرکت مایکروسافت

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
pouyan
کاربر ویژه
کاربر ویژه


تعداد پستها : 147
Join date : 2009-12-24
Age : 37

پستعنوان: گفتگویی با مندی اوی برنامه نویس ناشنوای شرکت مایکروسافت   2010-04-04, 14:06




مندی اوی که فرزند مهاجران اندونزیایی بود، در تگزاس بزرگ شد. او کاملا ً ناشنوا بود، چهار سال به مدرسه ای رفت که تحت گفتار درمانی قرار گرفت و لب خوانی را آموخت، و در عین حال دروس عادی را هم فرا گرفت. بعد به مدارس عادی رفت و مدرک دروه دبیرستان را گرفت. او به دانشگاه استانفورد کالیفرنیا وارد شد و مدرک کارشناسی در زبان انگلیسی با تکیه بر نویسندگی خلاق گرفت. در دوره دانشجویی موفق به کسب شغل کارآموزی در شرکت مایکروسافت، بزرگترین شرکت تولید کننده نرم افزار، گردید. بعد از فارغ التحصیلی، مایکروسافت او را به عنوان نویسنده فنی تمام وقت استخدام کرد. او به تازگی تجربیات دوران کار و دانشجویی اش را در یک مصاحبه از طریق پست الکترونیک با نشریه الکترونیکی آمریکا، به سر دبیری رابین ل. ییگر در میان گذاشته است.



سئوال: سختی درس خواندن در یک دانشگاه عادی چه بود؟ آیا استانفورد امکانات خاصی برای دانشجویان معلول در اختیار آن ها قرار می دهد؟

اوی: من نگرانی زیادی در مورد امکانات در دانشگاه استانفورد نداشتم. ... آن ها خیلی خوب به دانشجویان معلول کمک می کردند. به غیر از این، مشکلاتی که من داشتم مانند مشکلات هر دانشجوی دیگر بود.... استانفورد، برای کلاس ها از مترجمان زبان اشاره استفاده می کرد. من چهار سال در خوابگاه بودم و امکان استفاده از TTY به من داده شده بود، به علاوه، اتاق من مجهزبه یک سیستم مخصوص زنگ خطر برای آتش سوزی بود که در مواقع ضروری روشن می شد. کارکنان خوابگاه در جریان شرایط و نیاز های من بودند وهمیشه آماگی کمک به من را داشتند. [TTY سیستمی است که تلفن را به یک مانیتور و صفحه کلید متصل ، و مکالمات شفاهی را تبدیل به مکالمات کتبی می کند.]

س: مرحله انتقال از زندگی دانشجویی، و دوره کارآموزی به زندگی واقعی را چه طور گذراندید؟

اوی: سال آخر را که می گذراندم، ازمایکروسافت با من تماس گرفتند. آن ها سابقه تحصیلی و کاری مرا دریافت کرده بودند و می خواستند با من مصاحبه کنند. من یک مصاحبه تلفنی با رییس مربوطه داشتم. این به معنی یک سرویس رله بود که از تلفن مستقیم کمی کند تر است. رییس مربوطه خیلی صبور بود، و در پایان مصاحبه، تجربیاتم اثر خوبی روی آن ها گذاشته بودم. قدم بعدی، پرواز من از استانفورد به ردموند (نزدیک سیاتل درایالت واشنگتن) برای مصاحبه حضوری با افراد مختلف بود. رییس کارگزینی مایکروسافت از من پرسید چه امکاناتی لازم دارم و وقتی من مترجم خواستم، آن ها سئوال دیگری نکردند به جز این که کدام زبان اشاره را ترجیح می دادم. این موضوع روی من اثر زیادی گذاشت، چون نشان می داد که آن ها با ناشنوایان و نیاز های آن ها آشنایی کامل دارند.

در طول مصاحبه، من دو مترجم زبان اشاره داشتم. من تقریبا ً با 12 نفر مصاحبه داشتم و با این که بار اولشان بود، هیچ کدام از آن ها هیچ گونه ناراحتی برای مصاحبه های من که با مترجم صورت می گرفت نشان ندادند. من خیلی خوشحال بودم از این که پست نویسنده فنی را به من دادند. این زمینه همکاری های آینده من با مایکروسافت گردید.

س: کار شما در مایکروسافت چیست؟

اوی: در مایکروسافت من به عنوان یک نویسنده فنی کار می کنم. گروهی که من در آن کار می کنم، نوشته ها و اسناد سیستم های کار "ویندوز امبدد" و "ویندوز موبیل" را در اختیار دارد و در برنامه ریزی برای وسایل مختلف، از ماشین آلات صنعتی گرفته تا صندوق پرداخت نقد، و اسمارت فون وکانپیوترهای جیبی از آن استفاده می کنند. من با برنامه ریزانی کار می کنم که برای این ابزار و وسایل اسناد نوشته تهیه می کنند، و نیز متنی که در فهرست آن ها می آید، جعبه های دیالوگ و چیز های دیگری که هنگام استفاده از این وسایل بر روی صفحه ظاهر می شود. من کنترل می کنم که نوشته ها روشن و دقیق باشند و در عین حال زیاد طولانی نباشند.

س: فکر می کنید اولین واکنش کارمندان دیگر نسبت به معلولیت تو چیست؟

اوی: کسانی که در مایکروسافت کار می کنند، عادت به دیدن افرادی با پیشینه های بسیار متفاوت دارند، و من متوجه شده ام که این در محیط هایی دیده می شود که مردم ذهنیت باز دارند و تمایل دارند با تفاوت ها آشنا شده و آن ها را قبول کنند. به عنوان مثال، بار ها پیش آمده که من با کسی برخورد کرده ام که قبلا ً ندیده بودم، و وقتی آن ها می فهمند که من ناشنوا هستم و برای ارتباط بر قرار کردن به وایت بورد یا واژه پرداز نیاز دارم ، خیلی راحت می پذیرند. من معمولا ً خودم پیشقدم نمی شوم که بگویم ناشنوا هستم، مگر این که برای کاری محتاج به مترجم باشم، که آن هم خودش نشان می دهد که با معلولیت من چه گونه باید برخورد شود. وقتی فرد تازه ای وارد گروه کاری ما می شود، فقط گفتن چند نکته کافیست تا بفهمند بامن چه طور باید ارتباط بر قرار کنند، مثل این که در جلسات نباید همگی با هم حرف بزنند تا مترجم بتواند مکالمات را خوب دنبال کند. یا این که به یاد داشته باشند که هنگام حرف زدن رو به من داشته باشند و آرام تر صحبت کنند تا من بتوانم لب خوانی کنم.

س: آیا ضعف شنوایی تو روی کار یا مسافرت یا تعامل با همکارانت در اداره اثر می گذارد؟ اگر می گذارد، این فعالیت ها را چه گونه انجام می دهی؟

اوی: ناشنوا بودن در مسافرت هایم اثر زیادی ندارد. به طور مثال، همین اواخر سفری شخصی به کالیفرنیا کردم و با مشکلی روبرو نشدم. نتها مشکلی که داشتم این بود که در موقع رانندگی می ترسیدم در آن اطراف گم و گور شوم. در مایکروسافت، همه ارتباطات، مفصلا ً به پست الکترونیکی، پیک فوری، و تارنما های داخلی وابسته هستند. و این ها انواع ارتباطات بصری هستند که به صدا نیاز ندارند، و به این معناست که وقتی باید با همکاران یا کارمندان قسمت های دیگر ارتباط بر قرار کنم، با مشکلی روبرو نمی شوم.

در جلسات کاری، معمولا ً یک مترجم حرف هایی که گفته می شود را برای من ترجمه می کند، و برای تماس های اندک تلفنی هم سرویس های رله به من کمک می کنند. اگر با تک تک همکارانم حضوری صحبت کنم، و موضوع مهمی در میان باشد، گاهی از مترجم استفاده می کنم تا همه چیز ساده تر شود. اما بیشتر اوقات ترجیح می دهم خودم حرف بزنم و حرف های مخاطب را لب خوانی کنم. اگر من یا مخاطبم چیزی را متوجه نشویم ، در آن صورت روی چیزی می نویسیم.

س: چند نفر در واحد شما کار می کنند؟

اوی: گروهی که من در آن کار می کنم تقریبا ً 40 نفر کارمند تمام وقت دارد. افراد معلول دیگری هم در میان این گروه وجود دارند، اما من تنها ناشنوا هستم و از مترجم زبان اشاره استفاده می کنم. از لحاظ پزشکی، می توان ناشنوایی مرا یک مورد معلولیت حاد تشخیص داد، چون بدون کمک، من هیچ چیز را نمی توانم بشنوم. اما من این گونه آن را در نظر نمی گیرم. ناشنوایی بخشی از من است، اما اگر خودم را بخواهم توصیف کنم، این اولین چیزی نیست که در مورد خودم می گویم. ناشنوا بودن زندگی مرا تحت تأثیر قرار داده، اما مرا از داشتن یک شغل درآمد زا، زندگی مستقل در خانه شخصی خودم و داشتن دوستان زیاد، باز نداشته است.

س: به نظر شما، مایکروسافت با سرمایه گذاری روی کارمندان معلول، که شامل سرمایه گذاری روی کارآموزی افراد دیگر هم می شود، سودی می برد؟

اوی: صد در صد. مثلا ً قبل از این که من استخدام شوم، رییس گروه من مشاوری از خارج داشت که می آمد و سمیناری برای گروه تشکیل می داد تا آن ها بیاموزند با یک ناشنوا چه طور همکاری کنند. این موضوع در مرحله نخست کار من با آن ها خیلی مؤثر بود. خیلی از همکاران، در کلاسهای زبان اشاره شرکت کردند تا این زبان را بیاموزند و کارشان را با من ساده تر کنند. این عوامل باعث شد که بعد از پایان دوره کار آموزی من تمایل پیدا کنم همین جا به استخدام دائم در بیایم. با شمول افراد معلول، مایکروسافت از میان کاندیدا های بیشتری می تواند انتخاب کند و می تواند افرادی را پیدا کند که مستعد بوده و کارمندان بسیار خوبی از آب در بیایند. وجود افرادی با پیشینه های متفاوت، باعث مطرح شدن نظر گاه های مختلف است و نهایتا ً خلاقیت فکری را اعتلا می بخشد.

مندی اوی

جاش آیزک، شرکت مایکروسافت
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
گفتگویی با مندی اوی برنامه نویس ناشنوای شرکت مایکروسافت
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
Persian SpeechTherapy Forum :: انواع اختلالات :: اختلالات زبان :: ناشنوایی-
پرش به: